الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )

325

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)

در مكان غير خويش كه موضع چيزى است كه ديده مىشود ، درك مىكند و در مكان خويش درك نمىكند ( چنانچه اهل انطباع مىگويند و اين كلام از هشام صريح است در اين‌كه ديدن ، به خروج شعاع است ، نه انطباع كه به معنى انتقاش است . به اين معنى كه آنچه ديده مىشود ، در حيّز بصر داخل شود كه صورت آن در آن منتقش گردد و ديده ، ديدنى را در مكان خود درك نمايد ) . و از براى دريافتن چشم ، راهى و سببى هست ، پس راه آن ، هواست و ظاهر از آن ، همان است كه در ميانهء آسمان و زمين است و سببش روشنى است . پس هرگاه آن راه در ميانهء آن و آنچه ديده مىشود ، متصل و به هم پيوند باشد و سبب آن بر پا و موجود باشد ، آنچه را كه ملاقى آن ، يعنى شعاع آن ، مىشود از رنگ‌ها و شخص‌ها ، درك مىكند . پس هرگاه كسى ديده را حمل مىكند بر آنچه او را در آن راهى نيست ، بر مىگردد در حالتى كه برگردنده است ( يعنى به نوعى از برگشت ، چه برگشتنىهاى آن تفاوت دارد به حسب تفاوت آنچه ديده مىشود در صفا و جلا ) و آنچه را كه در پس آن ، يعنى شعاع آن است ( كه عبارت است از آنچه در حال رجوع خويش با آن ملاقات مىنمايد ، حكايت مىكند ، و مىنمايد ) ، مانند كسى كه در آيينه نظر مىكند و ديدهء آن ، يعنى شعاعى كه از آن بيرون مىآيد ، در آن نفوذ نمىتواند نمود . پس هرگاه آن را راهى نباشد ، بر مىگردد به نوعى از برگشت - چنانچه گذشت - و آنچه را كه در پس آن است ، مىنمايد ، و همچنين كسى كه در آب صافى نظر مىكند ، نظرش بر مىگردد و ماوراى آن را مىنمايد ؛ زيرا كه او را راهى در گذرانيدن نظر خويش نيست . اما قدرت دل ، كه مراد از آن ، نفس ناطقه است و تسلط آن ، يعنى در ادراك بر وجه جزئى ، يا آنچه جارى مجراى آن باشد ، بر هواست ( همهء آنچه را كه در آن است ، درك مىتواند نمود ) ، و آن را توهم مىنمايد و در خيال در مىآورد ( و بر غير آن قدرت و تسلطى ندارد ) . پس هرگاه دل را حمل كند بر آنچه در هواى عالم امكان موجود نيست ، بر مىگردد به سوى هوا و آنچه را كه در هواست ، مىنمايد . و چون چنين است ، عاقل را سزاوار نيست كه دل خويش را متوجه سازد و بار كند بر آنچه در هوا موجود نيست و آن ، امر توحيد است - / جل اللَّه و عزّ - / ؛ زيرا كه اگر چنين كند ، توهم نمىكند ، مگر آنچه را كه در هوا موجود باشد ؛ چنان كه در امر چشم گفتيم و خدا است برتر از اين‌كه آفريدگانش به او شباهت داشته باشند ، يا او را به چيزى تشبيه كنند .